دکتر صادق خلیلیان:

روحانی باید مزه آشی که برای مردم پخته را بچشد/ هدفمندی یارانه را اجرا کردیم بدون اینکه از دماغ کسی خون بیاید دوران پدرخواندگی و آقابالاسربودن مردم به سر رسیده است!

چهارشنبه, 30 بهمن 1398 ساعت 15:30 اندازه قلم کاهش اندازه قلم کاهش اندازه قلم افزایش اندازه قلم افزایش اندازه قلم



دکتر صادق خلیلیان در گفتگو با خبر فوری مطرح کرد : حسن روحانی اگر مانع نمایندگان مجلس یازدهم برای پاسخگو کردن وزرای دولتش شود، باید خودش از آشی که در این سالها برای مردم پخته است را بخورد.


عبدالله احمدی : صادق خلیلیان متولد اهواز است و سابقه حضور در دولت دهم به عنوان وزیر جهاد کشاورزی را در کارنامه دارد. او که دارای مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی و دکترای اقتصاد منابع طبیعی از دانشگاه تربیت مدرس است. پیش از این رئیس دانشکده منابع طبیعی همین دانشگاه بوده است و در دولت نهم نیز معاونت برنامه ریزی وزارت جهاد کشاورزی را برعهده داشته است.

15 مرداد ۸۸، با ارایهٔ پیشنهاد وزارت او توسط محمود احمدی‌نژاد به مجلس شورای اسلامی، این پیشنهاد به رأی گذاشته شد و از مجموع ۲۸۶ رأی اخذ شده، خلیلیان با ۲۰۰ رأی موافق، ۳۲رأی ممتنع، ۵۴ رأی مخالف موفق به کسب رأی اعتماد از مجلس وزیر جهاد کشاورزی شد و تا پایان عمر دولت دهم در این سمت باقی ماند.

خلیلیان پس از واگذار کردن مقام وزارت در دو مقطع زمانی دیگر در مقابل دوربین ها ظاهر شد اما این بار برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری در سال های 92 و 96. در سال 92 و در آخرین روز ثبت نام با حضور در ستاد انتخابات وزارت کشور برای کاندیدا شدن نام‌نویسی کرد. وی همچنین در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 96 ثبت نام کرد اما صلاحیتش در هر دو دوره توسط شورای نگهبان احراز نشد.


این بار خلیلیان عزمش را برای حضور در مجلس یازدهم جزم کرده و با جمعی از وزرای دولت نهم و دهم " ائتلاف مردم " را تشکیل داده است. ائتلافی متشکل از مدیران دولت محمود احمدی نژاد و خارج از لیست اصولگرایان.

خلیلیان معتقد است همانطور که دولت احمدی نژاد توانست حلقه بسته مدیریتی کشور را در سطح دولت بکشند ، باید همین اتفاق را در مجلس رقم بزند.

مشروح این گفت وگو را در زیر بخوانید:

انگیزه تان پس از گذشت ۶ سال از پایان حضور در دولت دهم از ورود به مجلس یازدهم چیست ؟

خلیلیان: واقعیت این است که در شرایط فعلی کشور، مردم وضعیت سختی را پشت سر می گذرانند و از سوی دیگر دشمن تهاجمی را به عنوان جنگ اقتصادی به کشور انجام داده است. بنابراین در این وضعیت، نیازمند این هستیم که یک مجلس کارآمد و فعال داشته باشیم و در عین حال یک دولت با تدبیر، فعال و کارآمد که در حال حاضر احساس من این است که در هر دو بعد (دولت و مجلس) کشور دچار چالش و ضعف است . به طوری که مجلس وظایف خود را بر اساس آنچه که در قانون برعهده اوست و باید انجام دهد، انجام نداده است که حال یا نمایندگان شجاعت لازم را نداشته اند و یا اینکه مسائل دیگری است که بیشتر به ارتباطات نمایندگان با دولت بر می گردد و به نوعی می توان گفت که آنها وکیل الدوله شده اند!

در نتیجه دولت هر کاری دلش خواسته باشد انجام می دهد و متاسفانه وضعیت به گونه است که شاهد نیستیم مجلس به طور فعال ورود کند و دولت را در مسیر درست خود قرار دهد. در مجموع نوعی ناکارآمدی در مجموعه حاکمیتی کشور رخ داده است که منشاء آن مجلس و دولت هستند. در حالیکه اگر مجلس کارکرد درستی داشت و به وظایفش عمل می کرد این دولت حتما عملکردش نسبت به وضع موجو بهتر بود.

معتقدم مجلس ناکارآمد و منفعل قطعا به کشور آسیب می‌زند. وضعیت کشور الان به گونه ای است که برخی نمایندگان حتی شجاعت اظهارنظر در مقابل دولت یا مسائل اساسی کشور را ندارند و گاهی اوقات می بینیم که در مواضع خود در مقابل بیگانه نیز خودباخته هستند.
در حالیکه ما نیاز به نمایندگانی پاکدست، شجاع و ایده پرداز داریم که برای اداره مطلوب کشور و در چارچوب وظایف مجلس طرح و ایده داشته باشند.

همچنین در مجلس کمیسیون های تخصصی مختلفی وجود دارد که متاسفانه وظایف خود را به درستی انجام نمی دهند و بعضی از نمایندگان در این کمیسیون ها فقط حضور دارند که تنها حضور داشته باشند و کارآیی لازم را ندارند. بعضی اوقات می بینیم که در دولت تضاد منافع وجود دارد و وزراء خارج از دولت صاحب شرکت خصوصی هستند. طبیعتا این وزیر هیچگونه تصمیمی که منافع خودش را به خطر بیاندازد نخواهد گرفت‌.


اینجا باید مجلس ورود پیدا کند اما متاسفانه شاهدیم که بسیاری از نمایندگان مجلس خودشان با آقای وزیر دست شان در یک کاسه است و هر دو باهم منافع مشترک دارند به طوری که یا عضو هیئت مدیره یکی از این شرکتها هستند و یا از آنها حقوق می گیرند و به نوعی وزارتخانه به آنها امتیازاتی میدهد که آنها در مقابل دولت سکوت میکنند یا در مواقع لازم وزیر مربوطه را به استیضاح نمی کشند یا عزلش نمی کنند و یا اصلا رئیس جمهور را به صحن مجلس نمی آورند و این می شود که نمایندگان وکیل الدوله می شوند. دولت هم دهان بسیاری از این نمایندگان را با امتیازاتی که به آنها می دهد، میبندد و دیگر نظارتی در کار نخواهد بود در حالیکه مجلس ناظر بر دولت است.

مجلس وقتی خودش با دولت منافع مشترک پیدا کند و این منافع مشترک به بخش خصوصی وصل شود، یعنی فاتحه کشور و منافع مردم خوانده شده است. حال آنکه مردم در این شرایط برای حل مشکلات شان دیگر باید به چه کسی رجوع کنند؟

بنابراین هرکسی که دلسوز کشور است و می تواند این وضعیت را تغییر دهد و منافع کشور و ملت را حفظ کند باید به صحنه بیاید و مردم هم واقعا دیگر به نمایندگان ناکارآمد ، ضعیف و ترسو که دارای هیچ ایده ای نیستند، مطلقا رای ندهند تا مجلسی قوی شکل بگیرد که جلوی این بده بستان ها را بگیرد و
حتی اگر لازم شد نباید ترس داشته باشیم از طرح سوال یا استیضاح رئیس جمهور و در قانون پیش بینی شده است.چراکه کشور اصل است نه اینکه این رئیس جمهور یا وزیر سر پستش باقی بماند و حقوقش را بگیرد و ملت هم در بدبختی زندگی کنند. باید برای این ها فکری کنیم.

از سوی دیگر ، متاسفانه جناح های کشور نیز عموما به نوعی دارای منافع مشترک شده اند و یک بازی دوقطبی را نزدیک انتخابات شروع می کنند به اسم اصولگرا یا اصلاح طلب یا هر عنوان دیگری و فضا را دو قطبی می کنند تا یکی از این دو برنده شود و در واقع با دوقطبی کردن فضا توسط جناح‌هایی که به باندهای ثروت و قدرت وصل هستند، توپ را در زمین یکدیگر به گردش در می آورند در حالیکه یک بازی است اما در قالب دو تیم انجام میشود و نتیجه اش این می شود که در یک بازی تیم اصولگرا برنده می شود و در یک بازی تیم اصلاح طلب و اجازه حضور به جریانات مستقل و مردمی نمی دهند ،بلکه مردم را به نظاره گری این بازی کشانده اند بدون آنکه تحولی در زندگی آنها رخ دهد.

درباره این که گفتید جناح‌های اصولگرا و اصلاح طلب اجازه فعالیت به گروه های مستقل نمی دهند منظورتان به وجود آمدن "جریان سوم" از دل این دو قطبی است؟

خلیلیان: مردم وضعیت موجود کشور را محصول عملکرد این دو جریان که تحت عنوان اصول گرایی یا اصلاح طلبی شناخته می شوند می‌دانند و به همین دلیل نسبت به این دو جناح نوعی یاس و دلسردی پیدا کرده اند از سوی دیگر باید فضا برای افرادی که تجربه موفقی داشتند و میتوانند به طور واقعی نمایندگی افکار عمومی را بر عهده بگیرند و دغدغه مشکلات مردم را دارند باز شود.

شاید مردم دیگر اصولگرا و اصلاح طلب را نمی خواهند حال باید چه کار کنیم؟ اینگونه که نظام سیاسی ما به بن بست می رسد ما که نمی توانیم کشور را با بن بست نظام سیاسی اداره کنیم بنابراین باید فضا باز شود برای نیروهای مستقل و جریان سوم که حالا بعضی‌ها می‌گویند جریان احمدی‌نژاد بعضی‌ها می‌گویند وزرای دولت های نهم و دهم یا مدیران دولت سابق و غیره هر اسمی که این جریان دارد و خارج از باندهای ثروت و قدرت شکل گرفته بگذاریم در معرض قضاوت افکار عمومی قرار بگیرد. در اینجا رسانه ها در انتخاب درست مردم نقش پررنگی دارند چون وقتی دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا داریم رسانه ها هم در همین دو جریان تقسیم بندی شده اند و برای افراد مستقل و افرادی که دغدغه مشکلات مردم را دارند فضا به وجود نمی آید. به همین دلیل زمینه باید به وجود بیاید تا افراد کاملا وابسته به نظام که خودشان را خادم مردم می دانند بیایند و برای حل مشکلات و برون رفت از آنها تلاش کنند.

از سوی دیگر مردم تصمیم گیر هستند و باید بعد از ۴۰ سال تجربه و آزمون و خطا بدانند که دلسوزان آنها چه کسانی اند. شعارهایی که افراد می دهند و در پشت آن پنهان می شوند، پیشینه و سابقه شان مشخص است. فردی که الان فلان شعار را می دهد و در راس یک جناح یا جریان قرار گرفته تا دیروز که مسئولیت داشته به این شعارها و گفته ها عمل کرده است ؟ بنابراین مردم باید مو را از ماست بیرون بکشند و در انتخابات به این ها رای ندهند.


با تجربه ای که در دولت سابق داشته اید چه راه حلی را برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم که امروزه با آن دست و پنجه نرم می‌کنند، پیشنهاد می‌دهید؟

خلیلیان: بخشی از وضعیتی که امروز کشور در آن به سر می برد مربوط به فشاری است که دشمن تحت عنوان تحریم و جنگ اقتصادی به ما وارد کرده است. ولی یک بخش آن بدون تعارف به بی تدبیری و انفعال دولت و مجلس بر میگردد که این وضعیت را تشدید کرده است، به طوری که الان شاهد رکود اقتصادی همراه با تورم هستیم و قدرت خرید مردم حتی برای ساده ترین اجناس و مایحتاج اولیه به نصف کاهش پیدا کرده است و این مسئله به این معناست که از یک طرف کالا گران شده و از سوی دیگر درآمدها کاهش پیدا کرده است. برای حل این مشکلات باید به ظرفیت های داخلی و بخش تولید بهای بیشتری داده شود. چرا که در حال حاضر مهم ترین مشکل واحدهای تولیدی و صنعتی تامین نقدینگی و سرمایه در گردش است که بخشی از آن به بانک‌ها بر می گردد و بخس دیگر آن به دولت بر می گردد که منابع جدید را شناسایی و احصاء نمیکند.

به عنوان مثال دولت سال گذشته ۱۸ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی توزیع کرد و گفتند که با این کار می خواهیم از مردم حمایت کنیم اما سوال اینجاست که این حمایت ها کجا رفت ؟ داخل جیب مردم که نرفت. دست واحدهای تولیدی هم که نرسید و آنها هنوز به دلیل کمبود نقدینگی یکی یکی در حال تعطیل شدن هستند.متاسفانه بخش عمده ای از این سرمایه نصیب عده ای رانت خوار شده است که به نام واردکننده از این منابع به نفع خودشان بهره برداری کردند اما یا کالا وارد نکردند یا اگر کالایی هم وارد کردند آن را در بازار با نرخ ارز آزاد فروختند.

بنابراین این ها خیلی نیاز به تصمیم گیری پیچیده ای ندارد. دولت ارز ۴۲۰۰ تومانی را حذف و به ارز آزاد تبدیل کند و درآمد حاصل از آن را به خانوارها بدهد اما الان مردم تمام کالاهای موردنیاز خود را در بازار با ارز ۱۰ هزارتومانی تهیه می‌کنند.در حالیکه این می تواند منبع جدیدی برای دولت باشد یعنی ما به التفاوت قیمت ۴۲۰۰ تا ۱۰ هزارتومان که می شود ۵۸۰۰ تومان که الان تنها به جیب عده ای رانت خوار ، مافیا و باندهای قدرت و ثروت می رود با آزادسازی نرخ ارز به جیب ملت بازمی گردد و اگر این رانت ها از بین برود ۲ تا ۳ برابر بودجه عمرانی سرمایه نصیب دولت می‌شود که می تواند بخشی از آن را به تولید اختصاص دهد تا کشور از رکود خارج شود.

با توجه به اجرایی شدن طرح هدفمندی یارانه ها و قیمت حامل های انرژی در دولت دهم تحلیل تان از نحوه اجرای افزایش قیمت بنزین در دولت یازدهم و آثار و تبعات آن چیست ؟

من یکی از وزرای طراح و مجری طرح هدفمندسازی یارانه ها در دولت سابق بودم. اول اینکه ما این طرح را به تدریج اجرا کردیم و زمینه اجرای آن در جامعه به وجود آمد و یک اجماع کارشناسی بین کارشناسان شکل گرفت و در عین حال تبدیل به قانون شد و همراهی مجلس را نیز بدست آوردیم و در عین حال وقتی که طرح در مرحله اجرایی قرار گرفت احصاء کردیم که از این افزایش قیمت چقدر درآمد حاصل میشود. چون این افزایش قیمت را از مردم می گیریم و بین آنها توزیع می کنیم. آنگاه این حاشیه ها و رانت ها حذف می شود و پول به مردم بر می گردد و به تعادل می رسیم.

این دولت از آنجایی که تصمیم گیرانش افرادی پیر، فرتوت و بی حوصله هستند و تجربیات آن ها هم تجربیات بسیار قدیمی و تاریخ مصرف گذشته است که به دوران کوپن بر می گردد و هیچ ایده جدیدی در قرن ۲۱ ندارند، در نتیجه آمدند فقط بنزین را افزایش قیمت بدهند اما چون نه زمینه اجرای طرح را در جامعه بوجود آوردند، نه مردم را به حساب آوردند، نه با رسانه ها همکاری کردند و از طرفی رئیس جمهور و وزرای مربوطه با مردم حرف نزدند و اجماع کارشناسی نیز روی آن بوجود نیامد و مجلس هم در جریان قرار نگرفت نتیجه اش این شد که ملت عصبانی شد.

این طرحی بود که در مجامع جهانی به عنوان یک الگوی موفق به نام اجرای هدفمندی یارانه ها از نوع ایرانی شناخته و ثبت شده است. وقتی این طرح اجرا شد از قبل برای اینکه اطمینان و اعتماد مردم جلب شود ۲ ماه پول را به حساب آنها واریز کردیم و مردم مطمئن بودند دولت این پول را در جای دیگری هزینه نمی کند.

اما این دولت از آنجایی که تصمیم گیرانش افرادی پیر، فرتوت و بی حوصله هستند و تجربیات آن ها هم تجربیات بسیار قدیمی و تاریخ مصرف گذشته است که به دوران کوپن بر می گردد و هیچ ایده جدیدی در قرن ۲۱ ندارند، در نتیجه آمدند فقط بنزین را افزایش قیمت بدهند اما چون نه زمینه اجرای طرح را در جامعه بوجود آوردند، نه مردم را به حساب آوردند، نه با رسانه ها همکاری کردند و از طرفی رئیس جمهور و وزرای مربوطه با مردم حرف نزدند و اجماع کارشناسی نیز روی آن بوجود نیامد و مجلس هم در جریان قرار نگرفت نتیجه اش این شد که ملت عصبانی شد و آسیب هایی به کشور وارد شد تنها به دلیل اینکه دولت می خواست کارت سوخت را اجرا کنند و مقداری قیمت بنزین را بالا ببرند اما تقریبا این کار یک بیستم طرح ما از نظر حجم عملیات در هدفمندی یارانه ها هم حساب نمی شود، اما ضربه و خسارتی که دولت با این کار به کشور زد بی سابقه بود و لطمه بزرگی به نگاه مردم به حکومت زد در حالیکه ما این طرح را در سال ۸۹ اجرا کردیم اما قطره خونی از دماغ کسی نیامد.


اما در این دولت این مشکلات بیشتر به بی تدبیری دولت بر می گردد و نداشتن صراحت با مردم و اینکه می خواهند همه چیز را از مردم مخفی کنند و نتیجه اش بی اعتمادی مردم می شود و افزایش نارضایتی آنها را در پی دارد که سرمایه اجتماعی را از بین می برد.

دولت وزیر کشاورزی ندارد و این وزارتخانه ماههاست که با سرپرست اداره می شود پیشنهاد شما به عنوان وزیر سابق کشاورزی به رئیس جمهور چیست؟ و اولویت این وزارتخانه را چه می دانید؟

خلیلیان: اول اینکه رئیس جمهور هر چه سریع تر تکلیف وازارت جهاد کشاورزی را روشن کند. متاسفانه این موضوع هم ملحق می شود به همه تصمیماتی که دولت معمولا یا با تاخیر می گیرد و یا اصلا نمی گیرد.وزیر عزل می شود یا از ترس استیضاح استعفاء می دهد و کار را رها می کند و شاهد روزمرگی در شرایط اداره وزارتخانه هستیم در حالیکه بخش کشاورزی غذای مردم را تامین می کند و در این شرایط که ما برای واردات ارز نداریم باید وزارتخانه ای داشته باشیم که بسیار کارآمد عمل کند.اولویت وزیر بعدی هم باید تامین نقدینگی باشد برای حمایت از تولید تا بتوانیم در محصولات استراتژیک به خودکفایی نسبی برسیم.

شما و دیگر وزرای احمدی نژاد که در دولت های نهم و دهم حضور داشتید هنوز خودتان را احمدی نژادی می دانید؟

اصلا من با لفظ اینکه بگویند فلانی "وزیر احمدی نژادی" است موافق نیستم. ما وزرای این نظام هستیم چراکه رئیس جمهور رای خودش را از مردم گرفته و در چارچوب ساز و کار این نظام وزیری را انتخاب و به مجلس معرفی می کند که از طریق انتخابات رای خود را از مردم گرفته است و وزیر از این دو ناحیه قدرت و اعمال حاکمیت در حیطه کاری خودش می کند و در قانون اساسی هم این موضوع به رسمیت شناخته شده است.بنابراین ما وزرای مردم و ملت هستیم که در دولت آقای احمدی نژاد کار می کردیم و خودمان را با این ویژگی می شناسیم.

 با توجه به حضور تعدادی از وزرای دولت سابق در مجلس فعلی و عزم شما و دیگر دوستانتان برای حضور در مجلس یازدهم آیا فراکسیون وزرای احمدی نژاد در مجلس آینده تشکیل می شود؟

خلیلیان: طبیعتاً عناصری که در دولت سابق صاحب تجربه بودند و به عنوان وزیر، معاون وزیر، معاون رئیس جمهور ، استاندار ، معاون استاندار یا فرماندار فعالیت کرده اند در مقطعی با موفقیت اقتصاد کشور را به اوج قدرتش رسانده اند. به طوری که سال ۹۰ بهترین سال از نظر اقتصادی در طول چند دهه اخیر را تجربه کردیم که این موفقیت در همان دولت به دست آمد.

یعنی شما از کارنامه اقتصادی دولت احمدی‌نژاد دفاع می کنید؟

خلیلیان: بنده از کارنامه اقتصادی خودم و وزرای همکارم دفاع می کنم، چراکه در مسکن، کشاورزی، راه روستایی، تولیدات کارخانجات، تولیدات غیر نفتی همه در اوج بوده ایم و این آماری است که الان بانک مرکزی منتشر کرده است.

خبرفوری: اما این دولت می گوید که دولت سابق نفت بیشتر فروخته و کشور را با نفت ۱۴۰ دلاری باید بهتر از این اداره می کرد اما دولت الان نمی‌تواند نفت را حتی ۴۰ دلار بفروشد. پاسخ شما چیست؟

خلیلیان: من به شما بگویم تنها یک روز قیمت نفت در دولت سابق ۱۴۰ دلار شد، اما میانگین قیمت نفت معمولا بالاتر از ۱۰۰ دلار نبوده است. بنابراین تفاوت بین این دوره با آن دوره به این شکل است اگر آن زمان دلار بیشتری ناشی از صادرات نفت به دست آمد به این معنا نیست که ما نفت بیشتری می‌فروختیم بلکه مقدار فروش نفت همان مقدار است اما اینکه درآمد بیشتری از نفت به دست می آمد به دلیل این است که سیاستهای خارجی و منطقه‌ای ما در آن دولت به گونه‌ای بود که توانستیم به آمریکا و منافعش فشار بیاوریم و نفتی را که میخواهیم صادر کنیم به گران ترین قیمت بفروشیم و پول آن را بیاوریم داخل کشور و برای مردم جاده، راه، کارخانه و... بسازیم که این اتفاق هم افتاد حال سوال اینجاست مگر درآمدهای نفتی این دولت کم بوده است؟ اگر درآمدهای نفتی دولت نصف درآمد نفتی دولت سابق بوده اما قیمت دلار که سه برابر بوده است و از نظر ریالی درآمدهای دولت دو برابر دولت سابق است اما بیایند بگویند که این پول ها را کجا بردند؟
من اعتقادم این است که اگر عناصر مختلفی که در دوره ای در دولت جزء خدمتگزاران مردم بودند از شهرستانها و تهران به مجلس راه پیدا کنند می‌توانند فراکسیونی قوی در خدمت منافع ملت و و اهداف انقلاب باشند.


به نظر شما چرا روسای جمهور در دوره دوم مسئولیت خود در دولت نمی‌توانند انتظارات مردم را برآورده کنند و باعث نارضایتی‌ها میشوند؟
مردم بعد از ۸ سال از رئیس جمهوری که مشکلات زیادی را برای آنها به وجود آورده و به وعده هایش عمل نکرده خسته میشوند.
در دنیای دموکراسی عموماً دو دوره چهار ساله می‌گذارند که اگر رئیس جمهور در چهار سال اول موفق نبود ۴ سال دوم را خودش دیگر ادامه ندهد اما اگر این فرد آمد با شعارهایی ۴ سال دوم را هم از آن خودش کرد اما مردم عملکردی از آن ندیدند این می‌شود که الان می‌بینیم سطح محبوبیت آقای روحانی به ۴ درصد تنزل پیدا کرده است. این رئیس جمهور چه کسی است؟ رئیس جمهور نیست. جمهور یعنی مردم و این وضعیت خودش ایجاد نارضایتی می کند. همه مشکلات روی هم می ماند و فرد هم تصمیمات را به موقع نمی‌گیرد و این وضع را شاهد هستیم.

بنابراین سال آخر هر دوره از ریاست جمهوری ها را باید با شرایط خودش تحلیل کنیم ما در زمان دولت سابق، بعد از آن که سال ۹۰ را با موفقیت با اجرای طرح هدفمندسازی یارانه ها پشت سر گذاشتیم سال ۹۱ دچار تحریم‌های بی‌سابقه‌ای شدیم و برای اولین بار تحریم هایی که آمریکا وضع کرد اجازه فروش نفت را از ما گرفت و بانک مرکزی برای اولین بار پس از انقلاب تحریم شد که این ها شوکی به اقتصاد وارد کرد که از طریق افزایش قیمت ها در سال ۹۲ توانستیم به این مشکل مسلط شویم و تا حدودی آن را برطرف کنیم و در سال ۹۲ دولت را تحویل دادیم.

 تحلیل تان از شکل‌گیری مجلس آینده چیست؟ و لیست بندی های جناح های سیاسی در آستانه انتخابات مجلس را چگونه ارزیابی می کنید؟

باید بین تهران و شهرستان ها تفکیک قائل شد ، چراکه انتخابات در بیشتر شهرستان‌ها عموماً انفرادی است. پایتخت ۳۰ کرسی در مجلس دارد و به دلیل اینکه مردم اسامی هر ۳۰ نامزد مورد نظر خود را یکجا داشته باشند. عده ای می آیند لیست تهیه می‌کنند و شده‌اند آقا بالا سر مردم یا پدر خوانده اما در حقیقت دوران پدرخواندگی گذشته است و باید در قرن ۲۱ و انفجار اطلاعات اجازه دهیم مردم خودشان از میان لیست های متنوع با سلایق متفاوت انتخاب کنند.
در تهران جریان اصولگرایی شورای ائتلاف و جبهه پایداری تقریباً یکی هستند و تفاوت زیادی با هم ندارند. اصلاح طلبان هم علیرغم احزاب مختلفی که دارند لیستی را ارائه خواهند کرد. می ماند طیف های مستقل و به طور مشخص جریانی که متعلق به مدیران و خدمتگزاران ملت در دولت سابق است تا تجربه ای را که ناشی از شکستن حلقه بسته مدیریتی در آن ۸ سال بود را در مجلس به خدمت بگیرند و این حلقه بسته مدیریتی در مجلس را هم بشکند که پیش بینی ما این است که اگر اجازه دهند و این فضا ایجاد شود و رسانه‌ها هم کمک کنند که سلایق مختلف عرضه شود مردم عملاً انتخاب خوبی خواهند داشت.

عده ای می آیند لیست تهیه می‌کنند و شده‌اند آقا بالا سر مردم یا پدر خوانده اما در حقیقت دوران پدرخواندگی گذشته است و باید در قرن ۲۱ و انفجار اطلاعات اجازه دهیم مردم خودشان از میان لیست های متنوع با سلایق متفاوت انتخاب کنند.

در نتیجه فکر می‌کنم در مجلس یازدهم سه طیف حضور خواهند داشت یک طیف که همچنان اصولگرایان سنتی هستند حالا با اسم نواصولگرایی که در حقیقت همان کهنه اصولگرایی است و فقط اسمش را عوض کرده اند. طیف دوم جریان اصلاح طلب و طیف سوم جریان مستقل دلسوز و ملی در کشور که ریشه در علائق مردم به این آب و خاک دارد و به نظر می رسد اصلاح طلبان در مجلس آینده سهم شان کمتر خواهد بود و افرادی که به اسم اصولگرا شناخته می‌شوند و همچنین مدیران دولت سابق که در این انتخابات انتخاب می شوند و وزن خوب و قوی در مجلس خواهند داشت.

این اتفاق و ترکیب باعث می‌شود این ذهنیت به وجود آید حال که دو سال دیگر تا پایان عمر دولت باقی مانده اصطکاک و دعوای شدیدی بین دولت و مجلس را شاهد باشیم؟

ما معتقدیم اگر دعوا بین دولت و نمایندگان بر سر منافع شخصی باشد باطل است ، اما اگر دعوا بر سر منافع ملی و مردم است، اتفاقا کارکرد مجلس همین است برای نظارت بر دولتی که منفعل است و امورات مردم را رها کرده و آنها را در گرانی، سختی معیشت، رکود و بیکاری تنها گذاشته و باعث به وجود آمدن و تداوم وضعیت کنونی شده است. بنابراین باید در مجلس آینده دولت را به انجام وظایفش وادار کرد.


در غیر این صورت منظور شما را اینگونه برداشت می کنم که یک مجلس منفعل را همچنان حفظ کنیم تا این دولت منفعل و بی تدبیر هم دوره اش به اتمام برسد. حال آنکه این دولت هر ثانیه اش متعلق به مردم است و هیچ کس نمی تواند چنین چیزی را به مردم تحمیل کند.دولت ملک شخصی افراد که نیست. از طرفی دیگر نیاز نیست دعوا بشود بلکه وقتی وزیری که باید وظایفی را انجام می داده انجام نداده به مجلس فراخوانده و از او توضیح خواسته شود و اگر نتوانست نمایندگان مردم را قانع کند استیضاح می شود که این را قانون اساسی نیز پیش بینی کرده است. با این کاربقیه وزرا هم بلافاصله کار خود را پیگیری خواهند کرد و یک تحرک جدیدی در دولت به وجود می‌آورد.

اما اگر مجلس فعلی با همین روندی که جناح‌ها در پیش گرفته اند مجدداً تکرار شود این ضد منافع ملی و ضد مردم است و ما یک مجلسی خواهیم داشت که وضع موجود ادامه پیدا می کند در حالی که ما نباید اجازه دهیم وضع موجود به ضرر ملت و منافع ملی ادامه پیدا ‌کند و این روند حتماً باید تغییر کند.

 با این وجود در مجلس آینده ممکن است شاهد عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور باشیم تا دوره دولت دوازدهم به پایان نرسد؟

خلیلیان: ما ابتدا باید وزرا را سر خط بیاوریم تا وظایف شان را انجام دهند ، حال اگر آقای رئیس‌جمهور بخواهد مانع این کار شود این حرکت ضد ملی است و باید پاسخگوی مجلس باشد. بنابراین اولویت این است که وزارت خانه‌ها و وزرا وظایفشان را انجام دهند که این با طرح سوال یا استیضاح وزیر قابل انجام است و دولت تحرک بهتری پیدا می کند، ولی اگر رئیس جمهور بخواهد مانع این کار شود باید این حرکت ضدملی و مانع را برطرف کنیم که پیش بینی من این نیست و می‌توان از طریق استیضاح و طرح سوال دولت را روی ریل قرار داد تا کار مردم و کشور را انجام دهد.

اما نباید اجازه دهیم آقای روحانی از زیر بار مسئولیت شانه خالی کند و باید این آشی که برای ملت پخته را بچشد تا بداند ملت چه می‌کشند.

 می‌شود شفاف تر توضیح دهید که چشیدن مزه آش به چه معناست؟

خلیلیان: بگذارید در همین فضا باقی بماند تا انشاالله مجلس شکل بگیرد و اگر این مجلس ادامه وضع موجود بود که آش همان آش است و وضع همین وضع، اما اگر یک مجلس انقلابی و مردمی خارج از مناسبات باندهای قدرت و ثروت شکل بگیرد آن زمان است که رئیس‌جمهور از آشی که برای ملت پخته خواهد خورد.

اهم اخبار

اخبار منتخب

cache/resized/8b0893b3c8ec2cd97036b462057e1c02.jpg
منتخب مردم همدان در مجلس یازدهم درباره رسالت مجلس
cache/resized/665ac98bfd4712af9e6baee06721a0c4.jpg
رهبر انقلاب «عدالتخواهی، رفع فساد و در
cache/resized/99fc4128257c1774a636dad200aaf697.jpg
  امروز ما وظیفه داریم دیگر فرماندهان و
cache/resized/2745e208bb94484a54988db83e8507c2.jpg
سخنگوی ستاد انتخابات کشور نتایج رسمی انتخابات
cache/resized/631ef0070158854e54ed9b43ac4d6369.jpg
دکتر صادق خلیلیان در گفتگو با خبر فوری مطرح کرد :
cache/resized/75af3887e78f3fed214f67de5e0c7c46.jpg
اختصاصی شبکه خبری مردم / دکتر طریقت منفرد : در
cache/resized/1e12de5438b880194008b6039d12ebfe.jpg
نامزد یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و عضو فهرست
cache/resized/e42b9e0ebeb3598b8d23b58ff07ba02c.jpg
« ائتلاف مردم »  متشکل از مدیران